پارت صد و بیست و هفتم :

فشار آب سرد رو بیشتر کردم و دوش رو بالای سرش نگه داشتم.
دستمو روی پیشونی‌‌ اش گذاشتم.
حرارت تنش هنوز بالا بود ولی کمی قابل کنترل ‌تر شده بود.
همین هم فعلاً برای من کافی بود.
نگاهم به سمت لباس های تنش رفت.
فایده این لباس ها چیه وقتی تا این حد خیس شده و به بدنش چسبیده؟
مردد بودم و این تردید برای من غیرعادی بود.
اخم کردم.
با شک و تردید بهش نگاه کردم و بعد دستم به سمت زی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    نکنه رادانه ک باهاش رابطه هم داشته قبلا

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ هفته پیش
  • شب بو

    0

    اقا فقط میکروفونو بده به مرد مخفی صحب کنه 😭😭 نگاش کن یه کاری کرد منم عاشق دلوین بشم😂🥹

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • طاهاس

    0

    انکار داشتم فیلم میدبدم😂😂خیلی خیلی خوب بود هیلی😂♥️😘😘

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چه خوب بمونی برام عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • طاهاس

    0

    انکار داشتم فیلم میدبدم😂😂خیلی خیلی خوب بود هیلی😂♥️😘😘

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    بهزاد زیادی تمیز از این ماجرا رد شد😒

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • چنور

    0

    مراقبت این مرد همیشه با تهدید همراهه🫠خیلی کاریزماتیکه لعنتی😬😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • نولان

    0

    من قانع شدم دلوین فقط برای حرص دادن زنده ست😂🖐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • نولان

    0

    کتاب قطور؟ دلوین خواهر من تو تب هم خشنی 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭دیگه باید یه جوری حرصش رو خالی می کرد

    ۲ ماه پیش
  • نولان

    0

    این مرد از اردوان بیشتر از تب دلوین می ترسه 😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • آزاده

    0

    دلوین تو تب اسم میگه، مرد مخفی تو هوشیاری تهدید می کنه جفتشون ناخودآگاهشون لو رفته😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • پونه

    0

    مرد مخفی میگه آروم باش، بعد مشت می کوبه دیوار؛ یعنی کنترل داره، فقط روی بقیه نه روی خودش

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    0

    من اول خندیدم به حوله… پوشش اجباری برای چیزی که هنوز آماده ی دیده شدن نیست 😭😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • آلیه

    1

    اسم این رابطه عشقه یا جتگ هرچی که هست بیمه شخص ثالث می خواد😂😱🙏

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • آلیه

    0

    خیلی این پارت عالی بود خیلی از فصا و جو بینشون خوشم اومد😂😍لذت بردم عمیقاا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • آلیه

    0

    دلوین از تب نجات پیدا کرد، مرد مخفی از روانش نه 😂😂🙇 ♀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️